
بر سر سازمان و آرشام بحث زیاد درگرفته و انتقادات زیادی بر این مجموعه وارد آمده. به نظر من بعضی وقتها منتقدین شور قضیه را در می آورند و هر چی دلشان می خواهد به شخص مقابل می گویند. آیا شما فکر نمی کنید که یک مقدار پا فراتر گذاشته، از سکوت یک نفر سوء استفاده کرده و هر اتهامی که دوست دارید به وی وارد می کنید؟
آرشام پارسی هم مثل هر انسان دیگری بی عیب نیست. من خودم بارها هر موقع از دست او ناراحت شده ام و هرکاری که انجام داده و اشتباه دانسته ام به وی متذکر شده ام. اما ظاهراً ما بعضی وقتها دامنه اتهامات خود را تا بدانجا که خشممان اجازه دهد گسترش می دهیم. جاسوسی کم بود، قتل هم به مجموعه جرائم وارده اضافه گردید. توصیه می کنم از امشب بنشینید قدری فکر کنید ببینید جرم جدیدی به ذهنتان نمی رسد تا به این کلکسیون زیبا اضافه کنید؟
گاهی وقتها واقعاً چشمها را بسته و هر چی از دهانتان بیرون می آید می گوئید. من از آرشام در برابر پناهندگان سلب مسئولیت نمی کنم. اما هرکس هم پناهنده می شود بهتر است بداند که به منزل خاله تشریف نمی برد. پناهندگی یعنی مشقت کشیدن، مریض شدن، کار نداشتن، پول نداشتن، مورد توهین واقع شدن، مورد تجاوز قرار گرفتن، به سرقت رفتن اموال، از دست دادن شناسنامه و هزار بلای دیگه که به ذهن من و شما ممکن اسن نرسد. می خواهم بدانم اینهمه پناهنده که به دلایل قومی و دینی در ترکیه به سر می برند آیا سازمان خاصی دارند که از آنها حمایت کند؟ آیا خود آرشام زمانیکه به ترکیه رفت سازمانی او را حمایت کرد؟ به جز خود آرشام چه کسی به او کمک کرد؟ اگر هم وجود داشت، همان سازمانی بود که خود وی تأسیس کرده بود. من خودم احساس می کنم که شاید آرشام قدری دارد در رابطه با پناهندگان کوتاهی می کند. اما زمانیکه یک نفر خودکشی می کند مسئول مرگش خودش است. مانی زانیار هم وقتی از ایران خارج شد هیچ کس به دادش نرسید. مانی هم کلی سختی و مریضی کشید تا توانست به هلند راه پیدا کند. و اما این کسی که خودکشی کرده ظاهراً به کانادا هم وارد شده بوده. داخل ایران هم بعضی از همجنسگراها خودسوزی و خودکشی می کنند، خیلی ها هم نمی کنند. این خود انسانها هستند که برای زندگی خودشان تصمیم می گیرند. یک نفر هست نان شب هم ندارد بخورد، حتی سقفی هم بالای سر او نیست و شبها زیر یک تکه پلاستیک می خوابد، اما خودکشی نمی کند. یک نفر هم هست خودش را از درخت باغ قصرش دار می زند.
انتقاد بی مورد دیگری که به آرشام وارد کرده اید این است که چه کسی به آرشام گفته او مدیر سازمان است. بر طبق کدام انتخابات آرشام به مدیریت انتخاب شده و بر طبق کدام جلسه و شورا اعضای قبلی خارج و اعضای کنونی انتخاب شده اند. من این سازمان را مثل یک شرکت خصوصی می بینم. همانطور که یک مهندس کامپیوتر یک شرکت می زند یا یک لیسانسه روانشناسی یک مؤسسه حمایت از حقوق کودکان تأسیس می کند، آرشام هم این سازمان را بنا نهاده. از طرفی هیچ کس نگفته فقط همین سازمان باید باشد و فقط آرشام باید مسئولیت حمایت از همجنسگراها را برعهده بگیرد. هرکس آرشام را قبول ندارد، اگر عرضه دارد، زحمت بکشد و یک سازمان تأسیس کند و مسئولیت کار را بر عهده بگیرد. اتفاقاً ما در سراسر دنیا به شعبه های دیگر سازمان نیازمندیم. شما هم می توانید مثل مانی زانیار و صبا راوی شعبه های دیگر سازمان را تأسیس کرده و فعالیت کنید. وقتی به این سازمان به چشم یک شرکت خصوصی نگاه کنیم، می بینیم که مدیرعامل این شرکت، یک زمانی ساقی قهرمان را وارد می کند و بعد یک زمانی او را خارج می کند. یک زمانی شاهرخ را وارد می کند و بعد او را خارج می کند، یا حتی پیام شیرازی را. من نمی گویم مدیر عامل مقصر نیست. اما خوب مدیر این شرکت اخلاقش اینگونه است. حالا یا خودش کارمندها را اخراج می کند یا کارمندها خودشان استعفا می دهند. حالا که یک عده اینقدر از این سازمان و این شرکت ناراضی اند آیا بهتر نیست آنهائی که بهتر بلدند به دیگران خدمت کنند، یک آستینی بالا زده و تکانی به خود بدهند و شعبه های دیگر سازمان را تأسیس نمایند؟
و اما درمورد انتخابات. اگر ممکن است لطف کنید بفرمائید اگر قرار باشد همین الان آرشام پارسی کنار برود و یک انتخاباتی صورت بگیرد و یک عده هم کاندید شوند، این جامعه همجنسگرائی که باید در انتخابات شرکت کنند کجا هستند که به پای صندوقهای رأی بیایند؟ شاید منظورتان از انتخابات شرکت چهار تا وبلاگ نویس و هیئت تحریریه چهار تا مجله است که خود این افراد هم معلوم نیست واقعاً چند نفر بوده و چند تای آنها تکراری اند. کجاست این جامعه همجنسگرایی که قرار است در انتخابات شرکت کرده و دبیر سازمانش را انتخاب نماید؟ شما سراغ این جامعه اقلیت جنسی بروید ببینید اصلاً کسی تحویلتان می گیرد؟ ترنس ها که کلی بد و بیراه نثارمان می کنند و مدعی هستند بیمارند ولی منحرف نیستند و همجنسگراها خودشان را به آنها می چسبانند. لزبین ها هم که فقط بلدند فحش بدهند و یا به گی ها بگویند ما از مردها بدمان می آید، مگر شماها کی هستید، ما مرد بین خودمان راه نمی دهیم، یا به بقیه لزبین ها بگویند شما جنده اید که در این بحث ها وارد می شوید، یا از هم طلبکار باشند که طرف چون لزبین است وظیفه دارد همه جوره تن به خواسته های احمقانه بقیه لزبینها بدهد.
ما ایرانیها در کل عادت داریم از مسئولینمان بخواهیم مثل یک کلفت یا خدمتکار زیر دست و پای ما وول بخورند. همیشه هم عادت داریم غر بزنیم و ناراضی باشیم و فقط از دیگران ایراد بگیریم یا به آنها تهمت بزنیم. من مطمئن هستم هر کس دیگری به جای آرشام بیاید باز همین برخورد را با او خواهید داشت. پیش بینی رفتارهای جامعه همجنسگرای ایرانی سخت نیست. یک نگاهی به ملت ایران که بیاندازیم، به انتظاراتی که از یک رئیس جمهور یا نماینده مجلس دارند، به بت کردن امروز یک فرد و تحقیر فردای وی، به عدم پذیرش مسئولیت و به خیلی چیزهای دیگر، آنوقت به راحتی می توان رفتارهای جامعه همجنسگرا را نیز پیش بینی کرد.
آمدن ها و رفتن های مکرر افراد مختلف به داخل سازمان نیز غیر قابل پیش بینی نیست. ما ایرانیها فرهنگ کار گروهی نداریم. نمی توانیم با هم و در کنار هم کار کنیم. من کسی را مقصر جلوه نمی دهم. نه آرشام، نه ساقی، نه پیام، شاهرخ یا نیاز را. این انسانها نمی توانند با هم کار کنند؛ حالا که نمی توانند، هر کدام مجبورند مجزا از هم به فعالیتهای خود ادمه بدهند. ما شعار زیاد می دهیم که باید با هم متحد بود، اما این اتحاد را در این می بینیم که دیگران به خواسته های ما تن در دهند؛ هیچ وقت از خود نمی پرسیم که ما چقدر حاضریم در برابر دیگران کوتاه بیائیم.
یکی از اندیشمندان گفته اگر انسان یک درصد از انرژی ای که در طول زندگی اش صرف تغییر دیگران یا تغییر دنیای اطرافش کرده را در جهت تغییر خود به کار می برد، زندگی برای او معنای دیگری پیدا می کرد. حداقل شما مردها بهتر باید بدانید که مردها را نمی توان تغییر داد. به جای اینکه اینهمه انرژی صرف کنید تا آرشام پارسی را تغییر دهید، به فکر تغییر خودتان باشید. آرشام پارسی همینی است که هست. هر عیب و ایرادی در او سراغ داشته ایم به وی گفته ایم. اگر خواست می پذیرد و اگر نخواست هم نمی پذیرد. اگر حق جامعه همجنسگرایان این است که مدیر بهتری کارها را پیش ببرد، چرا این مدیر کاری نمی کند. کجاست آن انسان مقتدر؟ اگر چنین انسانی هست نیازی به کسب اجازه از آرشام ندارد. مگر آرشام از کسی اجازه گرفت؟ مگر یک مهندس کامپیوتر به دیگر مهندسان می گوید شما حق ندارید شرکت بزنید چون من می خواهم این کار را بکنم؟ اگر چنین کسی تا به امروز وجود داشت، الان به جای آرشام، دبیر سازمان همجنسگرایان بود. در عین حال که افرادی مثل مانی زانیار و صبا راوی شعبه هائی ایجاد کرده اند. پس چنانچه انسان لایقی پیدا شود حتماً این کار را انجام خواهد داد و نیازی به شراکت با دیگران، از دور خارج کردن و یا کسب اجازه از دیگران نخواهد داشت.
من فکر می کنم مشکل ما آرشام پارسی نیست، مشکل چیز دیگری است.
سلام من لینک وبلاگ خودمو اینجا نمیبینم بابا دمت گرم دیگه دوست داری من گریه کنم
من فکر میکنم هر کسی عیب و ایرادی دارد چون ما انسانها کامل نیستیم و برای همین نیاز به همکاری و اتحاد داریم.آرشام هم از این قضیه مستثنا نیست.بارها گفته ام بیائید دشمنی ها را کنار گذاشته دست به دست هم بدهیم و متحد شویم.از کسی بت نسازیم وبه دنبال رهبر نباشیم.جنبش همجسگرائی نیاز به رهبر ندارد بلکه نیاز به اطلاع رسانی صحیح دارد.
نوشته تان بسیار منطقی بود هب هر حال باید پذیرفت که فعالیت این عده داوطلبانه بوده است و همجنین رسیدگی به امور تمامی پناهندگان از عهده یک فرد خارج است
ولی نباید از این نکته غافل شد که آرشام هم به اتهامات هنوز پاسخی نگفته است(تنها به صورت کلی همه اتهامات را تکذیب کرده) من نمی گویم که در پاسخ به اتهامات آن طور که در ایران معمول است طرف مقابل را افشا کند و این وسط خاله زنک بازی راه بیفتد بلکه آرشام باید صریح و روشن به موارد مطرح شده پاسخ گفته در مقابل اتهامات به طور منطقی از خود دفاع کند
[...] میرزا کسری بختیاری :آرشام پارسی، آیا مسئله این است؟ ** برای دسترسي به مطلب کافيست روی اين لينک کليک کنيد ** [...]
به نظر من یه دید بدون قصد و منظور و جانبداری بهترین حالته !
بد نیست آرشام پارسی رو با همه زوایایی که داره ببینیم و اصولا قضاوت هر عمل انجام شده رو به موقعیت و مکان و زمانش واگذار کنیم
منم معتقدم که مشکل همه ما آرشام پارسی نیست ! مشکل ریشه اییه که …
salam merci azizam, k link kardi bazam mamnoon va enke bazam eftekhar bedid khoshhal misham
مشکل چاپلوسی و بت پرستی است
مشکل تعریف و تمجید بی خود و بی ارزش از کسی است که نتیجه اش غرور و دورغگویی او می شود
خوب حالا کی اومده از آرشام تعریف کرده؟ من نمی دونم شما این غرور را کجا می بینید؟ من در آرشام غرور نمی بینم. اما احساس تمایل به جلب توجه می بینم. بعضی وقتها آدم خودش یک مشکلاتی داره و به خاطر اون مشکلات فکر می کنه بقیه مغرورند یا خودشون را می گیرند. کسی نه چاپلوسی کرده و نه بت پرستی. ضمنا یادتون باشه طبق قانون حقوق بشر انسانها بی گناهند مگر اینکه خلافش ثابت بشه. حالا ما از این فاصله دور از آرشام انتقاد زیاد می کنیم. اما گاهی وقتها دیگه شورش را در می یاریم. ضمناً من توی پستم گفتم. اصلاً این آرشام پارسی بد و نامرد، یک مرد این وسط پیدا بشه یک سازمان بزنه و کارها را درست پیش ببره. ما که از خدامونه.
تو اصلا چی می بینی غیر از نوک دماغ خودت ؟
salam damet garm gooool gofti ma hamjensgeraha che zan che mard etehadi ba ham nadarim yeki bf peyda mikone onyeki mire zierabe ono mizane yekid ige miad poshte onyeki mige ma gayha ham khoshim vase khodemon be khodaaaa ta hala ba ye toure irani rafrtid safar??? didi cheghad be tour leadereshon ghor mizanan??? fekr mikonan kolfateshoone akharesham ke mian tehran az safar migan felani bad bod eftezah bod kar balad nabood ke fagaht man nemidoonam ma gayha va albate lesbianha key dast azin karamoon var midarim kheyresaremon maharo ghatie adama miaran to in iran va monde ke enghadarm tavaghoamon bala mire vaghti pamono mizarim onvar?????
سلام کسری جان،
فکر نمی کنی مقایسه ی یک شرکت کامپیوتری با یک سازمان ثبت شده ی غیرانتفاعی مناسب نباشد. در یک شرکت این طبیعی است که یک نفر تنها قدرت شرکت باشد چون سرمایه ی مالی شرکت متعلق به او است و بسته به سودآور بودن یا نبودن عضوی اخراج با استخدام می شود. اما در یک سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی معیار همسویی یک عضو با اهداف سازمان است. در اضافه باید بگویم من از سازمان کنار گذاشته نشدم، کناره گیری کردم چون با روندی که انجام می شد مخالف بودم.
پیام
پیام جان من فکر نمی کنم گفته باشم شما را از سازمان بیرون کردند. چون می دانم که شما خودتان رفتید. گفتم بعضیها خودشان رفتند و بعضی ها شاید بیرون رانده شده باشند. من نمی گم کارهای آرشام یا سازمان درسته. حرف من در این پست اینه که کسی که می خواد انتقاد کنه دلایل منطقی بیاره نه یک مشت حرف بی اساس. حرف شما را قبول دارم. منتها موضوع اینه که من اگر آرشام را قبول نداشته باشم، آن افرادی که در مقابل او قرار دارند را هم قبول ندارم. یعنی معتقد نیستم که آنها از آرشام متفاوت هستند. منظورم شما نیستید. از طرفی کسانی که فقط بلدند انتقاد کنند کمی به خودشان نگاه کنند بینند خودشان این وسط چه کاره اند و تاکنون چه کرده اند. به هر حال ممنونم از نظر خوب شما.