سه جوک بی مزه که من عاشقشون شدم
تا حالا شده از فرط بی مزگی به یک جوک بخندید؟ برای من بارها اتفاق افتاده که از زور یخی به یک جوک بخندم. اما چند وقت پیش وقتی توی یک کتاب جوک، که مملو از جوک های بی مزه به علاوه چند جوک بامزه بود به سه تا جوک بی مزه برخوردم که واقعاً عاشقشون شدم. شاید دلیل اینکه عاشق این جوک ها شدم لحن ساده و کودکانه آنها بود. و البته فکر می کنم آن کتاب جوک هم بیشتر برای کودکان تهیه شده بود.
این هم آن سه تا جوک بی مزه ای که من واقعاً عاشقشون شدم:
- یک پسری می خواست سرش گرم بشود. هیچکس نمی توانست سر آنرا گرم کند. آخر پسر سرش را به بخاری زد و گفت: به به، سرم گرم شد.
- به یک نفر می گویند: بلدی یک لطیفه موزون بگی؟ می گه: بله.
یه روز یه مرده می خوره به نرده
- شخصی در یخچال را باز کرد و دید ژله دارد می لرزد. رو به او کرد و گفت: نترس؛ نمی خواهم تو را بخورم. فقط می خواهم کمی آب بخورم.
بی مزه
اخی عزیزم این جوک هایی که گفتی منو به یاد بچه کوچولو هایی انداخت که تازه بلد شدن جوک تعریف کنن ادم از بی مزگی خنده اش می گیره خیلی با حالی ………..ای ول
راستی بالا ترین چیه دیگه من از این بیشتر از جوک خندم گرفت البته ببخشید ولی پستت که مربوط به بالاترینه خطاب به کدام وبلاگ یا شخص نوشتی
موفق باشی
بای
چيكار كنم؟ بخندم؟
)
من گفتم کاری بکن؟!!!
اینایی که نوشتی فکرکنم کاریکلماتور باشه نه جک
اینم تعریفش :.
کلمه کاریکلماتور را ازترکیب دو کلمه «کاریکاتور» و «کلمه» ساخته اند. کاریلکماتور سخنان کوتاه حکیمانه و طنز داری است که گاهی به کلمات قصار نزدیک می شود زیرا در آن نکته یی است. یکی از کسانی که به کاریکلماتور نویسی معروف شده است و در این زمینه کتب مستقلی به چاپ رسانده؛ پرویز شاهپور است و اینکه چند نمونه از او:
سکوت، عاشق شنیدن است.
زنبور عسلی که روی گل قالی بنشیند، دست خالی به کندو باز می گردد.
مطالعه در گورستان احتیاج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد.
سوراخ موش، روزنه ی امید گربه است
کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشتههای پرویز شاپور گذاشت. این کلمه ابتدا در سال 1347 در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر شاملو ، نوشتههای شاپور ، کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاست . به عبارت دیگر ، کاریکلماتور یعنی کاریکاتوری که با کلمات به ثبت می رسد..
جیا جان قضیه را زیادی جدی گرفتی. نه بابا. اینها جوکند.آخه یه روز یه مرده می خوره به نرده چه ربطی به کاریکلیماتور داره؟ تو اگه واقعاً معنی کاریکایماتور را فهمیده بودی به این جوک ها نمی گفتی کاریکلیماتور. به نظر خودت این جوک ها هیچ شباهتی به کاریکلیماتورهای پرویز شاپور دارند. هرچند به نظر من خود کلمه کاریکلیماتور هم واقعاً کلمه مسخره ایه. نمی دونم این شاملو مجبور بوده روی هر چیزی اسم بگذاره؟ کتاب کاریکلیماتورهای پرویز شاپور را خوانده ام. خودم هم با اسم پرویز و فروغ طرح گربه کشیدم یکبار. بگذریم. هر کسی واسه خودش یه عالمی داره. شاپور هم دلش خوش بود به طرح گربه و سنجاق قفلی کشیدن. البته نمی گم بد بوده. همینطوری می گم هر کسی تو عالم خودش خوشه.
با سلام خدمت كسراي عزيز
نوشتن اين جوكها بهتر از نوشتن مطالب مربوط به همجنس بازيه
ارادتمندشما
کسرا نمی خوام بحثو پیچیده کنم اما جک به چیزی می گویند که آدمو بخندونه .این چیزهایی که تو نوشتی یک جور بازی با کلماته که دیگه بهش نمی گن جوک بلکه می گن کاریکلماتور.
در مورد این که گفته بودی این چه ربطی به کاریکلماتور داره:
به یک نفر می گویند: بلدی یک لطیفه موزون بگی؟ می گه: بله.
یه روز یه مرده می خوره به نرده
ربطش اینه که از طرف می خواهند که یک چیز موزون بگه واوهم با آوردن دو کلمه موزون بی معنی کل قضیه را به بازی می گیرد.این کاریکاتور محض کلمات است
در ضمن کاریکلماتور اصلا هم مسخره نیست واین واقعا یک ابداع ادبی زیبا توسط شاملو است که به افرادی مثل جنابعالی بفهماند این کاریکلماتور است نه جک
در عین تو می تونی در عالم خودت باشی وهمچنان بگی که زمین گرد نیست.
سومیه رو قبلاً شنیده بودم، خیلی هم خنده دار بود به نظرم
خوب شد یاد گرفیتم. از این به بعد هر چیزی که آدم را نخندونه کاریکلیماتوره. نه عزیز من. تو یک کمی زیادی تو بعضی از مسائل غرقی. خود نویسنده گفته این یک کتاب جوکه. حالا تو می گی کاریکلیماتوره. حالا همه جوکها بامزه اند؟ خیلی از جوکها خنده دار نیستند و برعکس لوس و بی مزه اند.
ضمنا به نظر جنابعالی و یک عده دیگه کاریکلیماتور یک کلمه جالبیه. اما به نظر من خیلی مسخره است. ضمنا بنده برای خواندن کتاب شاپور هیچ احتایجی نداشتم احمد شاملو واسم کلمه اختراع کنه. ضمنا این آقای شاملو به این مسئله توجه نداشتند که اینهائی که شاپور می گه جمله و عبارت هستند و نه کلمه که اسمشون را گذاشته کاریکلیماتور.
تو طرفدار شاملوئی، باش. من هم طرفدار خودم هستم و البته طرفدار ابراهیم گلستان.
ضمنا بهتره بحث را دیگه ادامه ندهی. موسی به دین خود عیسی هم به دین خود.
chera jia inghadr be to gir mideh?
be man ham hame gir midan, engar man ham montazere gire jia hastam.
[...] شوخی با طعم جدی، جدی با طعم شوخی 32 [...]