دختران لزبین

29 06 2008

 

 

اولین باری که یکی از این تابلوها را توی میدان نقش جهان دیدم خشکم زد.

 خیره شده بودم به تابلو و با ناباوری نگاه می کردم.

 دو تا دختر، کنار هم، در یک خانه قدیمی.

 واقعاً چه معنی ای می دهد که در میان اینهمه مینیاتور زن و مرد، تابلوئی از دو دختر در کنار هم به تصویر کشیده شود.

 من که فکر می کنم اشاره ای است به یک راز تاریخی.

 در بعضی از تابلوها هم سه تا دختر در کنار هم در حال نواختن ساز هستند.

 آدم یادش به حرمسراهای پادشاهان گذشته می افتد.

 در آن حرمسراها زنان گاهی با هم ارتباط جنسی برقرار می کردند.

 به هر حال نقاش هر منظوری که داشته من یکی نمی توانم نسبت به قرار گرفتن تصویر دو دختر در کنار هم بی توجه باشم.

 من اسم این تابلو ها را گذاشته ام دختران لزبین.

 یکی از آنها را هم برای خودم خریده ام و زده ام به دیوار اتاقم.

 شما هم آزادید هر برداشتی که دوست دارید داشته باشید.

 

 





همراه با دکتر سارا 5

28 06 2008

 

 

 

 

 

 

همراه با دکتر سارا (5)

 

 

تــــوجــه:

 

حق چاپ و تکثیر این مطالب متعلق به بی بی سی فارسی است وهرگونه نقض این حقوق موجب پیگرد قانونی خواهد بود.  اگر مطالب برنامه درگوشی ها را در جایی قید می کنید حتما درابتدا و یا انتهای تمامی صفحات مطلب زیر را بیاورید. اتخاذ شده از برنامه “در گوشی ها” برنامه ای در راديو فارسی بی بی سی  نوشته:

 دکترسارا .

 

 

 http://www.bbc.co.uk/persian/programmes/story/2007/02/070220_she-daregooshiha3.shtml

 

 

 

شنوندگان محترم برنامه درگوشی ها:

 

با سپاس ازهمراهی صمیمانه تان در دوره اول و دوم برنامه رادیویی درگوشی ها. به ضمیمه خلاصه متن برنامه های دوره دوم را خدمتتان ارسال می کنم. همچنین جهت مطلع شدن از پیشنهادات شما برای هرچه بهتر شدن برنامه، فرم نظرخواهی را نیز برایتان ارسال می کنم. پر کردن و برگرداندن این فرم به من کمک می کند تا برنامه درگوشی ها را به نوعی تنظیم کنم که مطلوب شما عزیزان باشد.

 

شاد باشید دکتر سارا

اگر مايليد سئوالات و نظراتتان را در برنامه مطرح کنيد می توانيد با پيامگيرهای ما در لندن: ۰۰۴۴۲۰۷۵۵۷۲۵۴۶ و ۰۰۴۴۲۰۷۲۴۰۴۸۳۳ تماس بگيريد و یا می توانيد شماره تلفن خود را بگذاريد تا ما با شما تماس بگيريم. همچنين می توانيد برای ما به شماره 00447786202223 پيام کوتاه متنی يا SMS بفرستيد. سری سوم برنامه درگوشی ها روزهای چهارشنبه ساعت 9 شب به وقت ایران از راديو فارسی بی بی سی پخش می شود. اگر مايليد برای ما نامه بنويسيد، نامه های خود را به نشانی
BBC Persian Section
Bush House
Strand
London
WC2B 4PH
UK

حتما سن، جنس و محل اقامت خود را ذکر کنيد. می توانيد از نام مستعار نيز استفاده کنيد. پاسخ سئوال های خود را در برنامه بشنويد. از پاسخ دادن به سئوالات به صورت خصوصی معذوريم. برنامه درگوشی ها بر روی موج متوسط ۲۲۸ مترفرکانس ۱۳۱۴ کيلوهرتز و موجهای کوتاه ۲۱ و ۴۹ متر فرکانسهای ۱۳۶۱۰ و ۶۰۹۰ کيلوهرتز پخش می شود.

 

 

خلاصه برنامه ششم:

پاسخ به سؤالات والدین

 

مريم- ش از شهرکرد: آيا ديدن فيلم های ماهواره که بعضی هايشان صحنه سکسی هم دارند در آينده بچه چه اثری دارد؟ و از چه سنی بايد به بچه آموزش جنسی داد؟

فيلم هايی که صحنه جنسی دارند سه دسته هستند. يکی فيلم های داستان دار هستند که جزئی از داستان فيلم را رابطه جنسی يا صميمانه افراد تشکيل می دهد. گروه بعدی فيلم های آموزشی هستند و گروه آخر فيلم های مستهجنی هستند که صرفا با مقاصد تجاری ساخته می شوند که خود اين فيلم ها هم دسته بندی هايی دارند.

ديدن فيلم هايی از گروه اول يعنی فيلم هايی که داستانی هستند اما صحنه های رومانتيک و جنسی دارند اگر در سن خيلی پايين نباشد مثلا در حد سن ۱۵ سالگی حتی می تواند از نظر عاطفی آموزنده باشد. چون رفتارها و روابط مختلف بين دو نفر را که نسبت به هم احساس عاطفی دارند و رابطه جنسی بين اين دو نفر را که توام با احترام و علاقه است نشان می دهد. فيلم های گروه دوم يا فيلمهای آموزشی معمولا بايد پس از ديده شدن توسط فرد نوجوان با فردی که اطلاعات کافی دارد بحث شوند تا اگر نوجوان بعد از ديدن فيلم سئوالی دارد با توضيح يک بزرگتر قضيه برايش روشن شود و حد اين اطلاعات هم بايد بنابر سن بچه کنترل شده باشد. مثلا برای يک نوجوان ۱۵ ساله ديدن فيلم در مورد خود ارضايی ايرادی ندارد اما مثلا اگر اين نوجوان فيلمی ببيند که در آن روابط جنسی خيلی باز به نمايش گذاشته شده اند ممکن است به دنبال تجربه همچين رابطه ای برود. از طرفی هم او آموزش لازم را برای برقراری صحيح اين ارتباطات نديده و نمی داند چطور از خودش حفاظت کند و با چه کسی بايد اين رابطه را داشته باشد؛ بنابراين اکثرا رفتارهای جنسی پرخطری را خواهد داشت.  گروه سوم اين فيلم ها که به فيلم های پورنو يا مستهجن هم معروف هستند تنها به قصد تجاری ساخته می شوند. فيلمهای اين گروه می توانند مخرب ترين اثر را روی نوجوان بگذارند برای اينکه در اين فيلمها معمولا آلت تناسلی و عملکرد آن را بطرز مبالغه آميزی نمايش می دهند وهمچنين رفتارهايی که در اين فيلمها نشان داده می شود اکثرا با تحقير يکی از طرفين همراه است نه با علاقه و احترام دو جانبه. در اين سن نوجوان معمولا هنوز در مرحله شناخت تغييرات بدنش و ساختن اعتماد به نفسش است بنابراين رويارويی با چنين اطلاعات مبالغه آميز و نادرستی می تواند روی اعتماد به نفس او تا حدی اثر بگذارد که حتی از ايجاد رابطه طبيعی جنسی هم بترسند.

مسائلی که بايد مواظبش بود صرفا صحنه های جنسی را در بر نمی گيرند و زبان و گفتاری که در فيلم استفاده می شود مثلا حرفهای رکيک و يا خشن در آن زده می شود و يا صحنه های خشونتی که در فيلم ممکن است نمايش داده بشود هم می توانند در روان فرد نوجوان اثر منفی پايايی بجا بگذارند.

اين صحنه ها تنها در فيلم های ماهواره ای نيستند و متاسفانه درDVD ها و بازی های کامپيوتری و کتابها و مجلات هم راه خودشان را پيدا کرده اند؛ بنابراين بايد حواستان به اين منابع اطلاعاتی هم باشد.

در جواب سئوال دوم ايشان که پرسيده بودند بهترين سن برای آموزش دادن مسائل جنسی به بچه کی هست، بايد گفت که بهترين کار اين است که از سنين پايين يعنی از زمانی که فرزندتان شروع به پرسيدن اولين سئوالهايش در مورد اندام های تناسلی اش می کند صادقانه جوابش را بدهيد مثلا موقع شستنش در حمام اگر به آلتش اشاره کرد و پرسيد اين چيه؟ اسم واقعی آن را به او بگوييد.

در سن ۳ يا ۴ سالگی که معمولا بچه ها برای بار اول شروع به پرسيدن اين سئوال ها می کنند اصلا برايشان فرقی نمی کند که شما در مورد بينی و گوش صحبت می کنيد يا آلت تناسلی پس همانجا بدون خجالت می توانيد آموزش را شروع کنيد. اين کمک می کند که بچه به شما اطمينان کند و بداند که جواب سئوال هايش را می تواند از شما بگيرد و در طول زمان هم اگر چيزی را خواست بداند به شما مراجعه می کند نه به اين منابع بعضا مخرب و يا دوستانش که معمولا در حد خودش معلومات دارند. اما اگر در چهره تان نشان بدهيد که از اين سئوال شوکه شده ايد مثلا لبتان را گاز بگيريد يا مثلا بگوييد بزرگ می شوی می فهمی و يا عيب است، زشت است و غيره و بعدها بچه از جای ديگر اسم واقعی آن اندام را بشنود و يا ياد بگيرد در موارد ديگر هم به شما اطمينان نمی کند چون می داند که برای شما راحت نيست در اين موارد با او صحبت کنيد. بنابراين مطمئن ترين سن برای شروع آموزش سلامتی جنسی به بچه زمانی است که سئوال می کند. برای بعضی بچه ها زودتر و برای بعضی ديگر اين سئوال ها ممکن است دير تر پيش بياد بنابراين نمی شود سن خاصی را به عنوان بهترين سن برای شروع آموزش جنسی اسم برد فقط مهم است که پاسخ را صادقانه به او ارائه کنيد.

مادر۳۲ ساله از اصفهان: پسر۶ ساله من از هر فرصتی استفاده می کند که کفش های پاشنه بلند من را بپوشد و از ايستادن و تماشای خودش لذت می برد. من خيلی نگرانم پسر من همجنسگرا است؟ بايد چه کار کنم؟

 اينکه بچه لباس پدر و يا مادرش را بپوشد يا تقليد حرکات جنس مخالف را بکند به تنهايی دليل بر همجنس گرا بودن بچه نيست. اکثر بچه ها بخصوص در سنين پيش از دبستان که بيشتر در محيط خانواده هستند دوست دارند از والدی که با او احساس نزديکی بيشتری می کنند تقليد کنند که به مرور زمان و بر اثر معاشرت های اجتماعی و شناخت بهتر از نقش خود در جامعه تغيير می کند. هويت جنسی يک فرد معمولا زمان بلوغ تثبيت می شود بنابراين اين بازی های بچه گانه نشانه هويت جنسيتی بچه نيست.

فقط اين را بگويم که نبايد او را تنبيه کنيد و بايد بگذاريد که اين دوران به صورت طبيعی بگذرد. اما اگر تنبيهش کنيد ترس و تحقير ناشی از آن تنبيه با هويت جنسی او قاطی می شود و بچه سردرگم می شود که چرا يک بازی بچه گانه بايد به اين شدت مورد سرزنش قرار بگيرد. و اين می تواند در آينده باعث مشکلات بغرنج جنسی بشود و درمان اين پيچيدگی ها بعضا زمان زيادی می برد و گاهی اوقات هم درمان پذير نيست. بنابراين پوشيدن اين لباس ها صرفا تعيين کننده چيزی نيست اما عکس العمل ما است که می تواند آن را تبديل به مشکل بکند.

در ادامه صحبتهای خانم دکتر سارا بهتر است به این نکته هم اشاره داشته باشیم که به هر حال بعضی از مسائل در زندگی انسانها از حیطه اختیار فرد خارج است؛ از جمله گرایش جنسی هر انسان. همانطور که در قسمت قبل اشاره داشتیم همجنسگرائی یک گرایش طبیعی است که از بدو تولد همراه فرد است و این گرایش قابل تغییر نیست. لذا والدین یک شخص همجنسگرا بهتر است که اطلاعات خود را در زمینه گرایش فرزند خود بالا ببرند و افرادی همچو مادر این کودک که چنین علائمی را در فرزند خود می بینند بهتر است که در زمینه همجنسگرائی مطالعاتی داشته باشند که اگر روزی متوجه شدند که فرزند آنها یک هجنسگراست نسبت به این گرایش و شیوه درست برخورد با این پدیده به اندازه کافی آگاهی داشته باشند.

از جمله مسائلی که می توان به آن اشاره داشت مسئله هوموفوبیاست. هوموفوبیا که ترکیبی است از دو واژه هومو( هوموسشکوال = همجنسگرائی) و فوبیا (ترس) به معنی ترس از همجنسگرائی و همجنسگرا ستیزی است. این عارضه شامل حال هتروسکشوالهائی می شود که بدون هچ گونه شناختی از همجنسگراها نسبت به آنها تعصبات بی جا داشته و از آنها ترسیده و آنها را محکوم به تغییر گرایش جنسی و بعضا نابودی می کنند زیرا معتقدند که این افراد گرایش جنسی خود را به هتروسکشوالها انتقال می دهند. (و البته ناگفته نماند که همجنسگرایانی که دست به انکار گرایش جنسی خود می زنند و از آن ترس و واهمه دارند نیز به هوموفوبیا مبتلا هستند).

اصولا ما انسانها همیشه از مجهولات و ناشناخته ها می ترسیم، از آنچه می ترسیم که نسبت به آن شناخت درست و آگاهی لازم را نداریم. وظیفه ما برای مبارزه با بیماری هوموفوبیا اطلاع رسانی به مردم است تا با شناخت درست و آگاهی لازم نسبت به قاضایا برخورد داشته باشند.

(جهت کسب اطلاعات بیشتر نسبت به هوموفوبیا می توانید ضمن تماس با مجله ماها ویژه نامه هوموفوبیا را دریافت نمایید. Majaleh_maha@yahoo.com)

مادر ۳۳ ساله از تبريز: کتابهای معتبر فارسی مربوط به دورن بلوغ و نحوه برخورد با آنها را معرفی کنيد.

خدمت اين شنونده محترم بايد عرض کنم که در مورد زمان بلوغ و تغييراتی که در اين زمان اتفاق می افتد انجمن تنظيم خانواده ايران در تهران جزوه ها و کتابچه های بسيار مفيدی دارد. می توانيد با انجمن تماس بگيريد و بپرسيد که چطور می شود به منابعشان دسترسی پيدا کرد. تلفن تماس شان هست: 22223944 (021) و 22221479 (021).

در ضمن اگر به کتاب فروشی مراجعه کنيد که جامع باشد مثلا شعبه های شهر کتاب که در نزديکی منزلتان هستند و نگاهی به عنوان کتابها بياندازيد با ورق زدن آنها و خواندن مقداری از مقدمه و توضيح پشت جلد ببينيد کدام مناسب شرايط خانوادگی شما هستند و با عقايد شما همخوانی بيشتری دارند.

کتابفروشی ها معمولا از نگارشهای متخصصين روانشناسی در داخل کشور گرفته تا کتابهای احکام مذهبی در دوران بلوغ و همينطور ترجمه کتابهای مختلف دارند که بنابر ترجيح خودتان می توانيد از آنها بهره ببريد. اما در نهايت هر منبعی را هم که مطالعه فرموديد فراموش نکنيد که فرزند شما منحصر به فرد است و بايد بر طبق شرايط متناسب خانوادگی خودتان اين معلومات را در مورد برخوردتان با او به کار ببريد.

م – م: خانم دکتر شما سن آگاه کردن دختران رابرای شروع عادت ماهانه ۱-۹ بيان کرده بوديد اما من در مورد دخترم مطمئن نيستم که آمادگی اين صحبت ها را داشته باشد. در صورتی که او وارد سن ۱۰ سالگی شده و علائم مختصری از تغيير حالات جسمانی هم دارد.

من کاملا احساس شما را درک می کنم. اما اگر اجازه می دهيد من در جواب سئوال شما می خواهم ازتان يک سئوال بکنم و آن هم اين است که شما از کجا می دانيد که فرزندتان آمادگی دارد يا نه؟ اين معمولا تصور ما است که فرزندمان هنوز کوچک است و آمادگی دريافت اين اطلاعات را ندارد. اما می توانيد در موقعيتی بحث را باز کنيد و اشاره کنيد به تغييراتی که تا به حال داشته، لازم نيست حتما تغيير سينه ها را پيش بکشيد يا چيزی که شايد باعث شرمندگيش بشويد. مثلا بگوييد دخترم ديگر کم کم داری خانم می شوی . ديگر قد کشيدی و کم کم تغييرات ديگر هم می کنی که يک خانم کامل بشوی و بتدريج برايش توضيح بدهيد که سينه هايش رشد می کند، موهای زير بغل و ناحيه عانه اش رشد می کند و بعد عادت ماهانه را خيلی سبک برايش توضيح بدهيد. فقط در حدی که بداند همچين چيزی پيش می آيد و شوکه نشود. مثلا اينکه يکی از نشانه های خانم شدن اين است که ماهی يکبار کمی خون از بدنت خارج می شود. می توانيد نوار بهداشتی را به او نشان بدهيد که بداند خون تمام وجودش را فرا نميگيرد و برای اين مسئله تمهيداتی شده است. اگر پرسيد چرا، فقط بگوييد برای اينکه خانم ها بايد با بچه ها يک فرقی داشته باشند و اين يکی از فرق های مهمشان است. توضيحات کامل تر باشد برای وقتی که اولين عادت ماهانه اش را تجربه کرد. مهم اين است که اين جنبه در ذهن بچه جا بيفتد که اين چيزی است که هر خانم طبيعی بايد تجربه کند و به آن افتخار کند.

خانم دکتر سارا در قسمت قبلی این پسرش و پاسخها به این مسئله اشاره داشتند که:

«هجوم هورمونهای مردانه هم در اين سن، به اين موضوع دامن می زند. اما اينها نشانه مردانگی نيست بلکه آرامش بخشيدن، تحت کنترل داشتن خود و عاقلانه فکر کردن از خصوصياتی است که يک مرد با توجه به قوای روحی و جسمی بالايی که دارد بايد از آن برخوردار باشد و ديگران را هم با استفاده از آنها کمک کند».

پس شاید بهتر بود که ایشون در این قسمت هم تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی بدن زن را دلیل بر خانم شدن یک دختر عنوان نمی کردند.

شاید بهتر باشد به فرزند خود بگوئیم که هر دختری که از سلامت جسمانی برخوردار باشد در یک رنج سنی خاصی در بدن وی یک سری تغییر و تحولات خاصی رخ می دهد که شروع این تغییرات در افراد مختلف با یکدیگر متفاوت است اما آنچه که مسلم است این است که این تغییرات در همه زنان سالم از جمله مادر و یا خواهر بزرگتر و دوستان آن دختر رخ داده یا خواهد داد.

 

 





این هم عکس واراند

26 06 2008




شوخی با طعم جدی، جدی با طعم شوخی 31

25 06 2008

 

چیزی که عوض دارد، گله ندارد

 

راستی راستی انگار مد شده که هر آدمی وقتی از یک چیزی خوشش نمیاد یا نسبت به آن تعصب داره، وجود آنرا، حالا هر چی که می خواد باشه، انکار کنه.

در مورد گرایش جنسی «صادق هدایت» مطلب می گذارم توی وبلاگم، آنهم مطلبی که از زبان همان آقایی نوشته شده که صادق هدایت عاشقش بوده، یک نفر میاد می گه خبر غیر واقعیست. من دوست دارم بدانم همان شخص آیا می تواند ثابت کند که صادق هدایت همجنسگرا نبوده؟ اگر راست می گوید با مدرک معتبر آنرا ثابت کند. چون نقض و نفی قضیه هم نیاز به اثبات دارد و انسان نمی تواند همینطور رو باد هوا هر حرفی که دلش می خواهد بزند.

در مورد سخنرانی «دکتر جاسبی» به مناسبت روز دندانپزشکی می نویسم طرف میاد می گه خبر غیر واقعیست. حالا این طرف اصلاً معلوم نیست تو عمرش آیا توی یک سمینار شرکت کرده یا نه. در حالیکه این خبر را دو تا از دندانپزشکان حاضر در همان جلسه برای من تعریف کردند.  

طرف مسلمان متعصبه میاد جلوی جمع می گه به نظر من حزبی به اسم «حزب کمونیسم» هرگز وجود نداشته. دلیلش هم اینه که معتقده آن روشی که کمونیستها جهت اداره کشور ارائه دادند هرگز به طور صد در صد عملی به کار گرفته نشده و بعدها هم با شکست مواجه شد. خوب هزار روش دیگه هم توی دنیا با شکست مواجه شدند اما این دلیل بر آن نمی شود که ما اصل مطلب را از بیخ و بن انکار کنیم. از طرفی کمونیسم که تنها درباره چگونگی اداره کشور نظریه ارائه نداده است. هر انسان کمونیستی عقاید خودش را دارد و در زمینه های مختلف فعالیت می کند.

از یک طرف می بینم فلان «متخصص تغذیه» که سالها در زمینه رشته خودش تحقیقات مختلفی انجام داده می گوید خوردن لبنیات، مخصوصاً این روزها، با این هورمونهائی که به حیوانات می دهند، برای انسان ضرر دارد، همان خانم دندانپزشکی که دکتر جاسبی را مسخره می کرد اینبار میاد می گه این دکتر تغذیه دیوانه است چون می گوید لبنیات نخورید یا کمتر بخورید. خوب الان هم همانطور که ایشون به دکتر جاسبی خندیدند، آن دکتر تغذیه هم به حماقت و نفهمی این خانم دکتر می خندد، چون راجع به رشته ای که در زمینه آن اطلاعات لازم را ندارد بی دلیل و مدرک علمی معتبر نظریه ارائه داده است.

یکی مثل احمدی نژاد هم چون از اسرائیل و یهودیها و همجنسگرایان خوشش نمی یاد، میاد به کل تاریخ دنیا را عوض و چندین میلیون انسان همجنسگرا را از روی زمین حذف می کند. می گه واقعه هولوکاست اصلاً اتفاق نیفتاده، در ایران هم چیزی به اسم همجنسباز، از اینهائی که توی غرب هست، وجود نداره.

آقا حالا که اوضاع خر تو خر و وضعیت افلاک قمر در عقربه من هم تصمیم گرفته ام آستین بالا بزنم و از امروز از هر چی خوشم نیومد، وجود نحسش را به کل انکار کنم.

پس بشنوید اطلاعیه جدید «میرزا کسری بختیاری» را:

انسانی به اسم «محمد» به عنوان پیامبر و فردی به اسم «علی» به عنوان امام، دینی به اسم اسلام، فردی به اسم «خمینی»، چیزی به اسم «رهبری« و «ولایت فقیه» هرگز در دنیا وجود نداشته. آن جنگهای زمان صدر اسلام و واقعه «کربلا» هم اصلاً رخ نداده اند. انقلابی به اسم «انقلاب اسلامی» هرگز در ایران رخ نداده و ما در ایران شخصی به اسم «رهبر» و فردی به اسم «رئیس جمهور»، از همونهائی که در کشورهای دیگه وجود داره، نداریم.

والسلام، نامه تمام.

 





آهای هومن! یه وقت نیفتی پایین!

23 06 2008





پذیرش خود

22 06 2008

 

مدتهاست که دیگر در مورد ستایش چیزی ننوشته ام. راستش گاهی تصمیم می گرفتم بنویسم اما بعد فکر می کردم احترامش را نگه دارم بهتر است. البته الان هم قصد ندارم به او بی احترامی کنم، اما خوب وقتی از حقایق سخن بگویم تمام آن حالتهای قدیسیت او شکسته می شود. البته این واژه ای است که حس می کنم مجبورم به کار ببرم وگرنه به نظر من قدیسیت واقعاً چیز چرندیست.

مدتها با خودم کلنجار رفتم تا سرانجام به این نتیجه رسیدم که بهتر است به جای حفظ آبروی ستایش بیشتر به فکر خوانندگان وبلاگم باشم. به فکر آنهائی که ممکن است اشتباهات من را در زندگی مرتکب شوند و به فکر آنهائی که وقتی عاشق یک نفر می شوند به سختی می توانند از او جدا شوند و مدتها ذهنشان پیش طرف گیر است و بالاخره بنا به همه این دلایل تصمیم گرفتم به شرح ادامه ماجرا بپردازم:

وقتی پیش مشاور روانشناس رفتم با آنکه با ستایش قطع رابطه کرده بودم هنوز ذهنم پیش او گیر بود. هنوز به دوستی با او فکر می کردم و فکر می کردم که توانائی این را نداشتم که ارتباطم را با او حفظ کنم. مشاورم پس از گفتگو با من به من فهماند که ستایش کسی به جز یک دختر مغرور و از خودشیفته نبود و من هم دختری بودم که در برابر او احساس حقارت و خود کم بینی می کردم و به همین دلیل از یک طرف در این رابطه ضربه خوردم و از طرفی باز تمایل به ادامه رابطه داشتم.

مشاورم به من فهماند که اگر خودم را پذیرفته بودم و دوست داشتم خیلی راحت به خصوصیات اخلاقی منفی ستایش پی می بردم و سریع خودم را از زیر سلطه او در می آوردم.

بعد از گذشت مدتی که حالم خوب شد و به آرامش رسیدم متوجه خیلی از مسائل شدم. من در خیال خودم تصور می کردم که اگر مرد بودم خیلی راحت می توانستم ستایش را به دست آورم و با او زندگی کنم و به مردی که روزی با او زندگی می کرد حسادت کرده و در برابر او احساس حقارت می کردم.

از طرفی متوجه شدم بود و نبود و خود من کوچکترین ارزش و اهمیتی برای ستایش نداشت بلکه او یک دختری بوده و هست، با مشکلات روانی فراوان که از مشاهده اینکه دختری در باشگاه عاشق او شده و جلوی دیگران عشق خود را به او نشان می دهد شدیداً مغرور شده و او فقط از من و از این رابطه یک چیز می خواست، من همچنان شیفته او باقی مانده و احساسم نسبت به او را در باشگاه و جلوی دیگران به معرض نمایش بگذارم تا روان بیمار او سیراب گردد.

در تمام آن مدت در اصل ستایش با من در کمال بی ادبی و بی احترامی، غرور و از خودشیفتگی رفتار نموده و من را سر کار گذاشته بود. اما نکته مهم اینجاست که من از این ماجرا به راحتی سخن می گویم و از آن یک کوه بزرگ نساخته ام. الان دیگر احساس نمی کنم از این ماجرا بر من ضربه ای وارد شده و خیلی راحت می گویم با دختری دوست شدم که من را سر کار گذاشت یا مثلاً ممکن بود حتی به من خیانت کند. خوب اینها مشکلات او هستند نه من. آدم اول کار وقتی که می فهمد ناراحت و عصبانی می شود ولی چنانچه خود را پذیرفته باشد خیلی راحت با قضیه کنار می آید.

اینها را گفتم که چنانچه شما هنوز درگیر روابط گذشته خود هستید به خود بیایید و بدانید که این مشکل شماست که هنوز درگیر رابطه ای در گذشته هستید و به آن فکر می کنید. این فکر کردن ممکن است یا به صورت نفرت و دلخوری از طرف باشد و یا برعکس به صورت عشق و در آرزوی زیستن دوباره در کنار آن شخص.

چنانچه هر یک از شما چنین مشکلی دارد می تواند از طریق ایمیل آنرا با من درمیان بگذارد. من تا حدی که بتوانم به او کمک خواهم نمود.

 

 





برای تشکر از کسی که خیلی بهش مدیونم

20 06 2008

 

 

 

 

 





این دو لزبین 50 سال است که با هم زندگی می کنند

19 06 2008




شوخی با طعم جدی، جدی با طعم شوخی 30

18 06 2008

 

زن و دندان

 

دکتر جاسبی به مناسبت روز دندانپزشکی سخنرانی غرائی ایراد نمودند.

هرکس در آن محفل سخنی می گفت، در پایان آنرا به شعری نیز مزین می نمود تا اینکه نوبت به دکتر جاسبی رسید. ایشان نیز پس از ایراد سخن گفتند، اینجانب نیز به رسم دیگر بزرگان گفته های خود را با یک بیت شعر به مناسبت این روز بزرگ مزین می نمایم:

لذت دنیا زن و دندان بود                                             بی زن و دندان جهان زندان بود

و در ادامه این اندیشمند فرهیخته اعلام نمودند که متأسفانه نمی دانند در این بین ارتباط دندان با زن چه می باشد؟!

وقتی شرح این ماجرا را از زبان یکی از دندانپزشکان حاضر در آن جمع شنیدم به یاد این جوک معروف خودمان افتادم:

«می دونید فرق ایران با هند چیه؟ در هند گاوها مهمند اما در ایران مهم ها گاوند».

 





من به زن محتاجم

16 06 2008

 

 

 

 

 

من به زن محتاجم

من به آن چشم خمار

من به آن لحن و صدا

من به انحنای زیبای کمر

محتاجم

 

 

من به زن محتاجم

من به آن ساعد ناز

من به آن صورت گرد

من به برجستگی و چین لبش

محتاجم

 

 

من به زن محتاجم

من به آن فرج لطیف

من به آن سینه نرم

من به گیسوان بافته چون کمند

محتاجم

 

 

من به زن محتاجم

من به آن خندۀ لب

من به آن مهر دلش

من به آن لغزش تن، زیر پیراهن شب

محتاجم

 

 

من به زن محتاجم

من به زن محتاجم